مقدمه
اگر تاکنون برایتان پرسش بوده که چرا بعضیها با دست چپ مینویسند، توپ را پرتاب میکنند یا حتی مسواک میزنند، تنها نیستید. چپدست بودن از گذشته تا امروز یکی از کششبرانگیزترین تفاوتهای انسانی بوده است. در طول تاریخ، چپدستها گاه غریب، گاه نابغه و گاه حتی اسرارآمیز دانسته شدهاند.

اکنون نزدیک به ۱۰ درصد جمعیت جهان چپدست هستند؛ یعنی تقریباً از هر ده نفر، یک نفر دست غالبش چپ است. همین کمیاب بودن باعث شده چپدستها پیوسته در کانون توجه پژوهشگران، روانشناسان و مردم عادی باشند.
آیا چپدستها تلگرام بهراستی باهوشترند؟ آیا مغزشان جور دیگری کار میکند؟ چرا بسیاری از هنرمندان، ورزشکاران و نوابغ نامآشنا چپدست بودهاند؟ و مهمتر از همه، چپدست بودن یک امتیاز است یا یک دشواری؟
در این نوشته با دنیای چپدستها آشنا میشویم و آنها را از چند سو با راستدستها میسنجیم.
مغز چپدستها چه تفاوتی با دیگران دارد؟
گیرا و رازآلودترین بخش ماجرا همینجاست؛ میان چینوشکنهای خاکستری مغز. برای آنکه بدانیم در ذهن یک چپدست چه میگذرد، نخست باید ساختار کلی فرمانروای بدن را ببینیم. مغز انسان از دو نیمکره جدا اما بههمپیوسته ساخته شده و هر کدام تخصصی از آن خود دارند:
نیمکره چپ، کارگاه منطق و سخن: این بخش مانند دانشمندی دقیق و منظم کار میکند. پردازش زبان و گفتار، استدلال منطقی، حساب ریاضی و تحلیل جزءبهجزء دادهها بر عهده آن است.
نیمکره راست، جایگاه شهود و احساس: این نیمکره به هنرمندی بیپروا میماند؛ جایی که خلاقیت فوران میکند، هنر و موسیقی دریافت میشود، تجسم فضایی شکل میگیرد و تصویرها و مفهومهای کلی، بهجای جزئیات، پردازش میشوند.
در الگوی رایج راستدستی، که حدود ۹۰ درصد جامعه را در بر میگیرد، وظیفهها سخت از هم جدا شدهاند؛ مهار دست راست و پردازش رفتارهای اصلی زبان تقریباً یکسره در اختیار نیمکره چپ است.
بر هم خوردن تقارن؛ سازمان متفاوت مغز چپدستها
وقتی به مغز یک چپدست نگاه میکنیم، این خطکشیهای سفت ناگهان رنگ میبازند. در مغز بسیاری از چپدستها، تقسیم کارکردها نرمتر و پویاتر است. در علوم اعصاب این وضعیت را «کاهش جانبیشدن مغز» یا نبود تقارن مغزی مینامند.
به زبان ساده، در فرد راستدست مرکز زبان مانند بخشی جدا در نیمکره چپ فعالیت میکند، اما در فرد چپدست پردازش زبان ممکن است همزمان و متقارن در هر دو نیمکره انجام شود.
این چیدمان انعطافپذیر چه سودی دارد؟ مسیر اصلی ارتباط دو نیمکره، یعنی بزرگترین دسته عصبی رابط به نام کالوزوم، در چپدستها معمولاً قطورتر و پرکارتر است. مغز آنها برای گشودن یک مسئله ساده، سیگنالها را سریعتر میان دو نیمکره رد و بدل میکند؛ گویی دانشمند نیمکره چپ و هنرمند نیمکره راست مدام پشت یک میز مینشینند و با هم میاندیشند.
همین پیوندهای چندوجهی سالها چپدستها را به سوژه اصلی پژوهشهای علوم شناختی تبدیل کرده است؛ زیرا چنین سازمان عصبی، ظرفیت بالایی برای فکر کردن بیرون از قالب معمول، حل خلاق مسئله و دیدن همزمان جزء و کل به آنها میبخشد.

مغز چپدستها نمونهای کممانند از سازگاری و انعطاف دستگاه عصبی انسان است و نشان میدهد برای رسیدن به یک هدف، در شبکه عصبی راههای گوناگونی وجود دارد.
دوازده ویژگی جالب و شناختهشده چپدستها
۱. خلاقیت بیشتر در برخی زمینهها
یکی از آشناترین ویژگیهایی که به چپدستها نسبت داده میشود، توان بالاتر در پارهای کارهای خلاقانه است. بسیاری از پژوهشها نشان دادهاند که چپدستها در فعالیتهایی که به فکر بیرون از چارچوب، ایدهپردازی و ساختن راهحل تازه نیاز دارند، عملکرد قابل توجهی دارند.
حضور پررنگ آنها در نقاشی، موسیقی، طراحی گرافیک، نویسندگی و هنرهای نمایشی این موضوع را نشان میدهد. البته چپدست بودن بهتنهایی کسی را خلاق نمیکند، اما برخی محققان معتقدند تفاوت در شیوه پردازش اطلاعات در مغز میتواند زمینه نگاههای متفاوت و خلاقانهتر را فراهم کند.
۲. نگاهی دیگر به مسئلهها
چپدستها اغلب هنگام برخورد با یک مسئله، سراغ راههایی میروند که کمتر به ذهن دیگران میرسد. گاهی از زاویهای به موضوع مینگرند که برای بیشتر مردم دور از انتظار است.
یک دلیل احتمالی آن است که آنها از کودکی در محیطی رشد میکنند که بیشتر وسیلهها و ابزارها برای راستدستها طراحی شدهاند. همین امر ذهنشان را به جستوجوی روشهای جایگزین و راهحلهای خلاق عادت میدهد. در نتیجه، در موقعیتهای تازه یا پیچیده نیز در اندیشیدن نرمش بیشتری نشان میدهند.
۳. عملکرد خوب در ورزشهای رقابتی
در بسیاری از ورزشهای دونفره و رقابتی، چپدست بودن یک برتری واقعی به حساب میآید. دلیل اصلی این است که بیشتر ورزشکاران راستدستاند و تمرینهای خود را نیز بیشتر در برابر راستدستها انجام میدهند.
وقتی ورزشکار چپدست وارد میدان میشود، زاویه ضربهها، جهت حرکتها و الگوی بازیاش با آنچه حریف به آن عادت دارد فرق دارد. به همین دلیل در رشتههایی مانند تنیس، بوکس، شمشیربازی، بدمینتون و بیسبال، شمار ورزشکاران موفق چپدست بیش از سهم آنها در جمعیت عمومی دیده میشود.
۴. توانایی بالای تجسم فضایی
تجسم فضایی یعنی توان تصور کردن اشیا، چرخاندن آنها در ذهن و درک رابطه سهبعدی میان اجسام. برخی مطالعهها نشان دادهاند که بسیاری از چپدستها در این مهارتها عملکرد مطلوبی دارند.
این توانایی در معماری، طراحی صنعتی، مهندسی، نقشهکشی، مجسمهسازی و مدلسازی سهبعدی اهمیت زیادی دارد. کسانی که تجسم فضایی قوی دارند معمولاً بهتر میتوانند شکل نهایی یک طرح را پیش از ساخته شدن در ذهن خود ببینند.
۵. انعطاف شناختی
انعطاف شناختی یعنی توانایی عوض کردن دیدگاه، سازگار شدن با اطلاعات تازه و بررسی یک موضوع از چند زاویه مختلف.
